
از آتشبس موقت به صلح پایدار، مطالبه فوری مردم
آتشبس کنونی در جنگ آمریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، اگرچه فعلاً از شدت و دامنه ویرانی کاسته است، اما به هیچوجه به معنای پایان بحران نیست. از آتشبس تا صلح، با توجه به اهداف، مصالح و انگیزههای ضد مردمی طرفهای درگیر، هنوز راهی دراز در پیش است. به همین دلیل، در میان مطالبات امروز، خواستِ تبدیل بیقیدوشرط آتشبس موقت و شکننده کنونی به آتشبسی دائمی و پایدار باید در رأس قرار گیرد.
آنچه امروز برقرار شده، بیش از آنکه صلح باشد، یک مکث شکننده در میانه بحرانی عمیق است. منطق اصلی درگیری همچنان پابرجاست. تواناییهای نظامی دو طرف از بین نرفته، انگیزه نمایش قدرت و بازدارندگی همچنان وجود دارد، و بیاعتمادی عمیق نیز به قوت خود باقی است. آتشبس کنونی نه پایان منازعه، بلکه فقط توقفی موقت در مسیری است که هنوز میتواند به فاجعهای بزرگتر منتهی شود. در چنین شرایطی، هر لحظه ممکن است این آتشبس فروبپاشد و جنگ با شدتی بیشتر از سر گرفته شود.
این جنگ نشان داد که آمریکا، با وجود برتری نظامی گسترده، نتوانست اراده خود را آنگونه که میخواست بر طرف مقابل تحمیل کند. آمریکا میخواست با تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی، در درون رژیم چنان تغییراتی ایجاد کند که در نهایت بتواند با حاکمان جدید به سازش مورد نظر خود دست یابد. اما این هدف از طریق جنگ محقق نشد.این به آن معنا نیست که آمریکا توان نظامی خود را از دست داده است. مسئله آن است که زور عظیم به کار گرفته شد، اما هدف سیاسی مورد نظر حاصل نشد.در برابر، جمهوری اسلامی میتواند صرفاً از این جهت که هدف آمریکا از طریق جنگ عملی نشده، ادعای پیروزی کند.
اما در میان تمام این محاسبات قدرت، یک حقیقت روشن و انکارناپذیر وجود دارد و آن اینکه این جنگ، جنگ مردم ایران نبود. نه اهداف آمریکا و اسرائیل، اهداف مردم ایران بود و نه بقای جمهوری اسلامی مترادف با منافع مردم ایران است. برای مردم ایران، پیروزی یا شکست هیچیک از طرفهای درگیر، بهخودیخود حامل آزادی، عدالت، رفاه و زندگی بهتر نیست.
تجربه همین جنگ بار دیگر بهروشنی نشان داد که موشک و آتش، راه رهایی مردم را هموار نمیکنند. نابودی زیرساختها، ویرانی شهرها، ترس، آوارگی، گرانی، ناامنی و فروپاشی زندگی روزمره، هیچکدام مردم را به رستگاری نزدیک نمیکند. درست است که رژیم زیر فشار جنگ ضعیف میشود. توان اقتصادیاش فرسودهتر میگردد. شکاف در بالا ممکن است بیشتر شود. اما میان ضعیف شدن یک رژیم و فروپاشی آن، فاصلهای واقعی و مهم وجود دارد. این فاصله را ساختار سیاسی، دستگاه اداری، نیروی نظامی، شبکههای امنیتی و ماشین سرکوب پر میکنند. هیچ رژیمی صرفاً به این دلیل که زیر فشار قرار گرفته، خودبهخود فرو نمیپاشد. اگر جامعه از پایین سازمان نیافته باشد، حتی تضعیف حکومت نیز میتواند نه به آزادی، بلکه به بازتولید شکلی دیگر از استبداد منتهی شود.
در چنین شرایطی، نخستین و فوریترین مطالبه باید روشن باشد: تبدیل آتشبس موقت و شکننده کنونی به آتشبسی دائمی، پایدار و بیقیدوشرط. این خواست، بیطرفی در برابر نظام ستم و استبداد و بهره کشی نیست. این خواست، دفاع از جان انسانها، دفاع از امکان نفس کشیدن جامعه، دفاع از فرصت سازمانیابی مردم و دفاع از آیندهای است که قرار نیست از دهانه موشک و غرش هواپیما بیرون بیاید. تا وقتی آتش جنگ روشن است، فضا برای سرکوب، امنیتیسازی، تعلیق مطالبات اجتماعی و خاموش کردن صدای مردم بازتر میشود. جنگ، بین دولتها تحت هر نامی، در عمل راه را بر مداخله مستقل مردم میبندد. از همین رو، دفاع از آتشبس پایدار، دفاع از امکان سیاستورزی مردمی نیز هست.
تا آنجا که به سرنوشت مردم ایران مربوط میشود، فاکتور تعیینکننده نه پیروزی این دولت است و نه شکست آن دولت. تعیینکننده، سازمانیابی طبقه کارگر، زحمتکشان، زنان، جوانان و مردم آزادیخواه است. تعیینکننده، ساخته شدن نهادهای قدرت فردا از پایین است؛ نهادهایی که بتوانند اراده جمعی مردم را نمایندگی کنند، از منافع اکثریت دفاع کنند و راه آزادی و برابری را هموار سازند.این سازمانیابی، از دل مبارزه آگاهانه، پیگیر و جمعی مردم برمیخیزد. در محیطهای کار، در محلات، در دانشگاهها، در شبکههای همبستگی اجتماعی، در نهادهای مدنی و در هرجایی که بتوان اراده جمعی را به نیرویی مؤثر بدل کرد.
عاجل ترین وظایف ما در شرایط کنونی، مبارزه برای آتشبس فوری، پایدار و بیقیدوشرط ، دفاع از جان و معیشت مردم ،مقابله با امنیتیسازی و سرکوب به بهانه شرایط جنگی، و تقویت سازمانیابی مستقل مردم از پایین است. دوره آینده، اگر با آگاهی و سازمانیابی همراه شود، میتواند دوره قدرتنمایی مردمی باشد که از دل رنج و آتش، آبدیدهتر شدهاند. اگر امروز آتشبس پایدار را به مطالبهای سراسری بدل کنیم، یک گام مهم در دفاع از زندگی برداشتهایم. و اگر این مطالبه را با سازمانیابی و دخالت مستقیم مردم در سرنوشت خود پیوند بزنیم، آنگاه میتوان امید داشت که فردا نه فقط از جنگ، بلکه از استبداد جمهوری اسلامی نیز عبور کنیم.