زنان به راحتی آب خوردن اخراج می‌شوند: فاجعه بی‌ثباتی شغلی زنان کارگر و سرپرست خانوار

رواج قراردادهای موقت و کوتاه‌مدت در مشاغلی که ماهیتی کاملاً مستمر و دائمی دارند، امنیت شغلی و معیشتی زنان کارگر در ایران، و به‌ویژه زنان سرپرست خانوار را به نقطه‌ای فاجعه‌بار رسانده است. آنچه امروز در بازار کار ایران در جریان است، در واقع چیزی نیست جز سلب سیستماتیک امنیت شغلی از میلیون‌ها زن کارگری که نان‌آور اصلی یا تنها نان‌آور خانواده خود هستند.

ایلنا، از خبرگزاری‌های رسمی جمهوری اسلامی، در گزارشی با عنوان «زنان به راحتی آب خوردن اخراج می‌شوند»، به موضوع بیکارسازی زنان و به‌ویژه زنان سرپرست خانواده پرداخته است. این گزارش با صراحت می‌نویسد که وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی که بنا به اساسنامه رسمی خود موظف است سپر بلای نیروی کار در برابر زیاده ‌خواهی‌های سرمایه باشد، اما در عمل شاهد انفعال و عقب‌نشینی مستمر این نهاد در برابر تعرض‌های کارفرمایان هستیم. سکوت در برابر قراردادهای یک‌ماهه، سفیدامضا و سه‌ماهه در مشاغلی با ماهیت کاملاً مستمر، چیزی جز همراهی آشکار با کارفرمایان نیست.

سیمین یعقوبیان، فعال صنفی زنان کارگر، با اشاره به ریشه بحران ناامنی شغلی می‌گوید هر صبح هزاران زن سرپرست خانوار، پیش از آنکه نگران ساعت ورود به محل کار باشند، نگران این‌اند که آیا فردا نیز شغلی خواهند داشت یا نه. به گفته او، بسیاری از این زنان تنها نان‌آور خانواده‌اند و کوچک‌ترین وقفه در اشتغال، معیشت، آموزش فرزندان، سلامت روان و حتی کرامت انسانی‌شان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. یعقوبیان تأکید می‌کند که امروز کارگرانی با بیش از ده یا حتی بیست سال سابقه خدمت وجود دارند که ناچار به امضای قراردادهای کوتاه‌مدت‌اند و هر ماه با دغدغه تمدید قرارداد خود دست‌به‌گریبان‌اند.

چرخ‌دنده‌های تولید و اقتصاد ایران بر شانه کارگرانی می‌چرخد که کمترین سهم را از امنیت شغلی و رفاه اقتصادی دارند. در این ساختار نابرابر، زنان کارگر و به‌ویژه زنان سرپرست خانوار از همه آسیب پذیرتر و بی دفاع تر هستند. نظامی که بر پایه انباشت سود بنا شده، همواره نگاهی ابزاری به نیروی کار زنان داشته و آنان را «نیروی کار ارزان، منعطف و مطیع» می‌بیند؛ نیرویی که می‌توان با کمترین دستمزد در خطوط تولید و کارگاه‌ها به کار گرفت و با کوچک‌ترین نوسان اقتصادی، بی هیچ هزینه و دردسری تعدیل کرد.

در چنین شرایطی، «قرارداد موقت» به تهدیدی دائمی و سایه‌ای از وحشت بر گردن طبقه کارگر بدل شده و واژه «امنیت شغلی» در ادبیات بازار کار ایران به طنزی تلخ و آرزوی دست‌ نیافتنی تقلیل یافته است. تبعیض جنسیتی در جامعه و بازار کار، قوانین خانواده مبتنی بر مردسالاری و نابرابری جنسی، و مقررات تبعیض‌آمیز محیط کار، پیش از هر چیز بر دوش زنان کارگر سنگینی می‌کند. سیاست‌های ضدکارگری و زن‌ستیزانه رژیم، از جمله اخراج کارگران رسمی، رواج قراردادهای موقت و سفیدامضا، تعدیل نیروی کارخانه‌ها و کارگاه‌ها و تعطیلی خطوط تولید، فقر را تشدید کرده و سفره کارگران را کوچک‌تر ساخته است؛ اما در این میان، وضعیت زنان کارگر از همه دردناک‌تر و فاجعه‌آمیزتر است.

طبق آمار منتشرشده از سوی مرکز آمار ایران، ۵۸ درصد زنان شاغل در کشور با قرارداد موقت، قرارداد سفیدامضا یا بدون هیچ قراردادی مشغول به کارند. از میان ۴ میلیون و ۳۲۰ هزار زن شاغل در ایران، تنها ۱٫۶ میلیون نفر در مشاغل رسمی حضور دارند و ۲ میلیون و ۷۳۹ هزار نفر باقی‌مانده در مشاغل غیررسمی کار می‌کنند؛ بدون بیمه بازنشستگی، بدون بیمه بهداشت، و بدون آنکه قراردادشان در اداره کار ثبت شده باشد.

آسیب‌پذیرترین کارگران زن ایرانی، آنانی هستند که در پایین‌ترین رده‌بندی درآمدی زندگی می‌کنند؛ زنانی که بیشترین بخش نیروی کار در صنایع دارویی، پوشاک، قالی‌بافی و کوره‌پزخانه‌ها را تشکیل می‌دهند. زنان خانه‌دار حتی جزو کارگران بیکار محسوب نمی‌شوند و بیمه بیکاری دریافت نمی‌کنند و در این شرایط بحرانی اقتصادی، بیشتر به مشاغل کاذبی چون دست‌فروشی در مترو و پیاده‌روها روی می‌آورند؛ زنانی که از صبح تا شب، با ترس دائمی از نیروی انتظامی که مانع کارشان می‌شود و وسایلشان را توقیف می‌کند، امرار معاش می‌کنند.

بی‌ثباتی شغلی تنها به کارگران خدماتی، آرایشگران یا زنان شاغل در کارگاه‌ها و کافی‌شاپ‌ها محدود نمی‌شود. نیمی از نیروی پرستاری کشور که بیش از ۸۰ درصد آن را زنان تشکیل می‌دهند، با قراردادهای موقت شرکتی یا قراردادهای ۸۹ روزه مشغول به کارند؛ کارگرانی که در قلب نظام درمانی کشور، بدون کمترین ثبات شغلی، خدمت می‌کنند.

آنچه در روایت زنان کارگر ایرانی تکرار می‌شود، تصویری از سیستمی است که امنیت شغلی را نه یک حق بنیادین، بلکه امتیازی دست‌نیافتنی برای اکثریت زنان شاغل کرده است. برای زنان سرپرست خانوار، این بی‌ثباتی تنها یک مسئله اقتصادی نیست؛ بحرانی است که سلامت روان، کرامت انسانی، آینده تحصیلی فرزندان و بقای خانواده را هدف قرار می‌دهد. تا زمانی که قراردادهای موقت و سفید امضا ادامه یابد و نهادهای حکومتی خود عامل تشدید این وضعیت باشند، وضعیت زنان کارگر ایران همچنان فاجعه بار خواهد بود. دفاع از حق اشتغال پایدار و باکرامت برای زنان، امروز بیش از هر زمان دیگری به یک ضرورت طبقاتی و انسانی بدل شده است.

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net