از اعتصاب عمومي در كردستان، دفاع كنيم!

✍️: بهرام رحماني

از فراخوان سازمان كردستان حزب كمونيست ايران-كومه له، حمايت كنيم: »فراخوان اعتصاب عمومي روز چهارشنبه ٢٥ شهريور؛ در چهارمين سالگرد انقلاب »زن، زندگي، آزادي« در فراخوان كومه له، آمده است: »چهار سال از جانباختن ژينا اميني و آغاز خيزشي ميگذرد كه از سقز و كردستان برخاست و سراسر ايران را با شعار »ژن، ژيان، ئازادي« به لرزه درآورد. ژينا تنها نام يك دختر جوان نبود؛ نام رنج، خشم و آرزوي آزادي مردمي شد كه سالهاست زير بار سركوب، تبعيض، فقر و تحقير زندگي ميكنند. امروز، پس از چهار سال، نهتنها زخم آن جنايت التيام نيافته، بلكه سفره مردم كوچكتر، زندگي دشوارتر و آينده تيرهتر شده است. گراني افسارگسيخته، بيكاري، دستمزدهاي ناچيز، فقر، بيثباتي شغلي و ناتواني خانوادهها در تأمين ابتداييترين نيازهاي زندگي، ميليونها انسان را به مرزفاجعه رسانده است. در برابر اين همه رنج، پاسخ حاكميت نه بهبود معيشت و نه گشودن راهي براي آينده، بلكه سركوب، زندان، تهديد، اعدام و گسترش فضاي امنيتي بوده است.« …

چهار سال پيش قتل حكومتي مهسا)ژينا( اميني جرقهاي زد كه به يكي از بزرگترين جنبشهاي اعتراضي تاريخ معاصر ايران تبديل شد. جنبش »زن، زندگي، آزادي« كه از كردستان ايران و از شهر سقز آغاز شد و بهسرعت سراسر كشور را فرا گرفت. اين جنبش، نه تنها نمادي از مقاومت زنان در برابر قوانين تبعيضآميز حجاب اجباري بود، بلكه به چالشي اساسي عليه

ساختارهاي پدرسالارانه، ايدئولوژيك و سركوبگر جمهوري اسلامي تبديل گرديد. هرچند جنبش »زن، زندگي، آزادي«، از كردستان آغاز شد، اما در همان روزهاي نخست نشان داد كه يك جنبش محلي نيست. شعار كردي »ژن، ژيان، ئازادي« در تهران، بلوچستان، خوزستان، آذربايجان، گيلان، اصفهان، شيراز و ديگر شهرها طنين انداخت. اين همبستگي، پاسخي روشن و شفاف نه تنها به سياستهاي جمهوري اسلامي، بلكه به حكومتهاي پهلوي نيز در تفرقهاندازي ميان مردم و مليتهاي ساكن سراسر ايران بود. اين جنبش با شعار محوري خود كه ريشه در جنبش زنان كرد تركيه و روژآوا دارد، مرزهاي جنسيتي و اتنيكي را درنورديد و ميليونها ايراني را در خيابانها و فضاهاي عمومي متحد كرد. اكنون در چهارمين سالگرد اين رويداد تاريخي، با وجود

سركوبهاي شديد و اعدامهاي گاهي روزانه، تاثيرات اجتماعي و فرهنگي آن همچنان پويا و زنده است. زنان ايراني با مبارزه و مقاومت پيگير و روزانه خود، از عدم رعايت حجاب اجباري تا حضور پررنگ در عرصههاي عمومي نشان دادهاند كه اين خيزش نه يك اعتراض موقتي، بلكه يك انقلاب اجتماعي با نتايج پايدار است. اما با وجود عدم پيروزي اين انقلاب و عدم تغيير در قوانين ضدزن جمهوري اسلامي، اين جنبش توانسته هزينه سركوب را براي حكومت افزايش دهد و گفتماني نوين از آزادي و برابر و عدالت اجتماعي را در جامعه ايران نهادينه كند. در جنبش زن، زندگي، آزادي، درست است كه توازن قواي سياسي در كشور تغيير نكرد و انقلاب سياسي اتفاق نيفتاد، اما به واسطه تاثيرات عميقي كه اين جنبش اجتماعي در جامعه ايران داشته، ميتوانيم بگوييم كه واقعا يك انقلاب اجتماعي- فرهنگي در ايران رخ داده است. اين يك انقلاب پويا است كه تا به امروز ادامه دارد. اين جنبش در طي چهار سال گذشته، هرگز متوقف نشده است، به خاطر اينكه زنان در آن در يك مبارزه آزاديخواهانه و برابريطلبانه و مقاومت روزانه و دائمي حضور دارند. از بيرون آمدن بدون روسري تا دوچرخهسواري و موتورسواري در شهرها و حتي برگزاري كنسرتها در مكانهاي خلوت و انتشار آن از شبكههاي اجتماعي و خروج هنرمندان زن از صحنههاي رسمي به دليل عدم پذيرش حجاب اجباري. يكي از مهمترين تمايزهاي اين جنبش با خيزشهاي پيشين تاريخ معاصر ايران، پيشاهنگي زنان بهعنوان گروهي با تجربه زيسته مستقيم تبعيض و ستم ساختاري بود. همين آگاهي و پيگيري، امكان همگرايي مطالبات متكثر و مداوم را فراهم ساخت. »شعار محوري »ژن، ژيان، ئازادي« و دلالتهاي اجتماعي آن، چنان قدرتمند بود كه به هسته مركزي شعارها و مطالبات جنبش بدل شد و توانست فراتر از مطالبات خاص زنان، خواستههاي ديگر طبقات و گروههاي اجتماعي سازمانيافته مانند مليتها تحت ستم از كردستان تا سيستان و بلوچستان و از خوزستان تا آذربايجان و غيره، به هم پيوند دهد و از طرف ديگر نيز گروههاي ناراضي اما غيرفعال و سازماندهي نشده همچون جامعه كويير را فعال كند. اين همگرايي اجتماعي، اين جنبش را به نماد مقاومت جمعي تبديل كرد و گفتماني جديد در سپهر سياسي ايران پديد آورد. اما نكتهاي كه وجود دارد اين است كه با وجود اين همه سركوب و سانسور، تهديد و اعدام، مبارزه و مقاومت زنان ادامه دارد. هرچند جايي است كه جمهوري اسلامي دستش باز است توانسته به راحتي معلم، پرستار، تمام مشاغلي كه در بخش اصلي اقتصاد ايران يعني اقتصاد دولتي هستند، اگر آن زن استاندارد پوشش آن محيط را رعايت نكند، از كار بيكارو اخراج كند. دختران دانشجو مجبورند كه حجاب داشته باشند تا بتوانند از خوابگاههاي دانشجويي استفاده كنند. حكومت با سركوب شديد خياباني و بازپسگيري فضاهاي عمومي، عرصه كنش مستقيم را محدود كرد. البته بخشي از اپوزيسيون، بهويژه جريانهاي راستگرا، همچنان تحت تاثير نگاه پدرسالارانه هستند. بنابراين، عملكرد برخي اپوزيسيون به عمكرد جمهوري اسلامي شباهت دارد و به همين دليل هم شاهد نوعي پدرسالاري ضدزن هستيم كه استانداردهايي رفتار زنان تعيين ميكند. در واقع خيزش »زن، زندگي، آزادي« براي بخش راست اپوزيسيون خارج از كشور هم غيرمنتظره بود. گرايش پادشاهيخواه، حتي شعار »زن، زندگي، آزادي« را به شعار »مرد، ميهن، آبادي« تغيير داد. شكي نيست كه ناديده گرفتن يا تحريف و سركوب اين مطالبات از طريق تلاش براي يكسانسازي و همگون كردن نيروها، به ويژه ناديده گرفتن حقوق و آزاديهاي فردي و اجتماعي و مليتهاي تحت ستم، هر جنبشي و پروژهاي براي دموكراسي، آزادي، برابري و عدالت در ايران را شكننده و ناپايدار خواهد كرد. هرگونه تلاش براي حذف صداي جنبشها و سازمانها و احزاب، گروههاي اجتماعي، بيان و انديشه، چشمانداز دموكراتيك ايران را به خطر مياندازد.

اين جنبش نه تنها قوانين تبعيضآميز مانند حجاب اجباري را به چالش كشيد، بلكه با نقد ريشهاي ايدئولوژيهاي اقتدارگرا، به دنبال بازسازي رابطهاي آزاد و برابر ميان جامعه و قدرت بود. اين جنبش در بستر بيكفايتي و ناكارآمدي سياسي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و زيستمحيطي جمهوري اسلامي و انزواي بينالمللي آن شكل رفت. نهايتا در خاورميانهاي كه قرنها بر شانههاي ساختارهاي مردسالار، ميليتاريسم، استبداد مذهبي و سلطهجويي سياسي شكل گرفته، زنان همواره نهتنها در حاشيه قرار داشتهاند، بلكه هدف اصلي خشونت ساختاري، قوانين تبعيضآميز و سركوبهاي ايدئولوژيك بودهاند. اما همين منطقه، در دهههاي اخير، شاهد زايش يكي از راديكالترين و ريشهدارترين جنبشهاي رهاييبخش زنانه در جهان بوده است؛ جنبشي كه نه از دل نهادهاي آكادميك يا سيستمهاي ليبرال، بلكه از كوهستانهاي مقاوم كردستان سر برآورد و امروز شعار آن، »ژن، ژيان، آزادي« به نداي جهاني مبارزه عليه سرمايهداري و نظم پوسيده سلطه تبديل شده است. شعار »ژن، ژيان، ئازادي«)زن، زندگي، آزادي( نخستين بار نه در فضاي ليبراليستي، بلكه در دل مبارزهاي سخت و مقاومت در برابر نابودي هويتي، توسط زنان كرد آغاز شد . گسترش يافت. زناني كه نهتنها عليه ارتشها و دولتهاي سركوبگر ميجنگيدند، بلكه عليه فرهنگي كه آنان را تنها به نقشهاي خانگي و تابع روابط مردسالاري و پدرسالاري تقليل ميداد نيز شوريدند. اين شعار برخلاف بسياري از شعارهاي مبارزاتي خاورميانه، زن بهعنوان هستيبخش زندگي و آزادي و برابري و پيشاهنگ تحول اجتماعي است. بنابراين، آنچه جنبش »زن، زندگي، آزادي« در خاورميانه و حتي جهان متمايز ميكند، پيوند عميق آن با مبارزه براي عدالت اجتماعي، آزادي و برابري سياسي و اقتصادي و حق تعيين سرنوشت است. اين جنبش تنها خواهان تغيير قوانين جنسيتي نيست، بلكه به دنبال شكستن ساختار قدرتي است كه بر تبعيض، استبداد و انكار تنوع انساني بنا شده است. زنان كرد، با حضور در احزاب، رسانهها، سازمانهاي اجتماعي و حتي ميدان نبرد، نشان دادهاند كه رهايي زن، بنيان رهايي كل جامعه است. جنبش »ژن، ژيان، ئازادي«، نهتنها خواهان تغيير وضع موجود است، بلكه در پي خلق نظمي نوين است؛ نظمي كه در آن زن بهعنوان نيرويي آگاه، خلاق و آزاد، سنگبناي آزادي و برابري انسانيت نوين باشد. و چه بسا فرداي خاورميانه، نه از دل معادلات ژئوپوليتيك قدرتهاي بزرگ، بلكه از قلب انقلابي به رهبري زنان برخيزد كه ريشه در سركوب مردم كرد در كشورهاي بزرگ خاورميانه دارد. به همين دليل، شعار »زن، زندگي، آزادي«؛ به سرعت توانست زنان، جوانان، دانشجويان، كارگران، بيكاران، مردم محروم و مليتهاي تحت ستم را حول افقي مشترك به هم نزديك كند. جنبش »زن، زندگي، آزادي« توانست كليت جمهوري اسلامي و سياستها و اهداف آن را عميقا زير سئوال ببرد؛ مسئله زنان را به مركز سياست ايران بياورد و آوازه جهاني پيدا كند. يكي ديگر از مهمترين درس اين جنبش، اين بود كه مبارزه براي آزادي و برابري و عدالت اجتماعي، نه يك حركت و مبارزه كوتاهمدت، بلكه روندي تاريخي و ساختن زيربناي فرهنگي محكم و ماندگار در جامعه است. اكنون، پس از چهار سال، با وجود سركوب خونين، زندان، اعدام، تهديد خانوادههاي دادخواه و تلاش حكومت براي تحميل فراموشي، آثار اين انقلاب اجتماعي همچنان زنده و محسوس است. اين اعتصاب را تبليغ و از هر طريق ممكن در آن شركت و دفاع كنيم.

دوشنبه بيست و سوم شهريور ١٤٠٥-چهاردهم سپتامبر ٢٠٢٦

ضميمه:

فراخوان كميته مركزي كومه له به اعتصاب عمومي در كردستان روز چهارشنبه ٢٥ شهريور؛ در چهارمين سالگرد انقلاب »زن، زندگي، آزادي« چهار سال از جانباختن ژينا اميني و آغاز خيزشي ميگذرد كه از سقز و كردستان برخاست و سراسر ايران را با شعار »ژن، ژيان، ئازادي« به لرزه درآورد. ژينا تنها نام يك دختر جوان نبود؛ نام رنج، خشم و آرزوي آزادي مردمي شد كه سالهاست زير بار سركوب، تبعيض، فقر و تحقير زندگي ميكنند. امروز، پس از چهار سال، نهتنها زخم آن جنايت التيام نيافته، بلكه سفره مردم كوچكتر، زندگي دشوارتر و آينده تيرهتر شده است. گراني افسارگسيخته، بيكاري، دستمزدهاي ناچيز، فقر، بيثباتي شغلي و ناتواني خانوادهها در تأمين ابتداييترين نيازهاي زندگي، ميليونها انسان را به مرزفاجعه رسانده است. در برابر اين همه رنج، پاسخ حاكميت نه بهبود معيشت و نه گشودن راهي براي آينده، بلكه سركوب، زندان، تهديد، اعدام و گسترش فضاي امنيتي بوده است. حكومتي كه هر صداي آزاديخواهي را با زندان خاموش ميخواهد و دادخواهي خانوادهها را جرم ميشمارد، هيچ افقي براي بهبود زندگي مردم ندارد. از چنين وضعي نميتوان انتظار گشايش داشت؛ گشايش تنها با اراده، همبستگي و ايستادگي خود مردم پديد ميآيد. كردستان پيش از اين بارها قدرت اين همبستگي را نشان داده است. اعتصابهاي گسترده و موفق در شهرها و بازارهاي كردستان، از سقز و سنندج و ديواندره تا مهاباد، مريوان، بانه، بوكان، كرمانشاه تا اشنويه و پيرانشهرو ديگر شهرها، ثابت كردهاند كه هنگامي كه مغازهها بسته ميشوند، خيابانها سكوتي معنادار ميگيرند و مردم شانهبهشانه هم ميايستند، صداي اعتراض مرزهاي هر سانسوري را مي شكند. اعتصاب عمومي، زبان مشترك مردمي است كه نميخواهند در برابر بيعدالتي سر فرود آورند. از كسبه و بازاريان، كارگران و زحمتكشان، معلمان و دانشجويان، زنان و جوانان، رانندگان، كاركنان و همه مردم آزاده كردستان دعوت ميشود كه در روز چهارشنبه ٢٥ شهريور، با تعطيلكردن محل كسب و كار و پيوستن به اعتصاب عمومي، ياد ژينا و همه جانباختگان راه آزادي را گرامي بدارند. اين اعتصاب، اعلامي روشن است:

ما فقر را نميپذيريم. ما سركوب را نميپذيريم.

ما براي زندگي شايسته، آزادي و برابري ايستادهايم. ژن، ژيان، ئازادي. كميته مركزي كومهله)سازمان كردستان حزب كمونيست ايران( ٢٢شهريور ١٤٠٥

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net