در گرامیداشت کوچ تاریخی مردم مریوان

سی‌ویکم تیرماه، سالروز یکی از درخشان‌ترین لحظات مقاومت مدنی و طبقاتی در تاریخ معاصر کردستان است؛ روزی که مردم شهر مریوان، در برابر تهدید یک جنگ ناخواسته و تحمیلی از سوی نیروهای مسلح رژیم تازه به قدرت رسیده‌ی جمهوری اسلامی، راهی خلاقانه و بی‌سابقه برای دفاع از جان و کرامت خویش یافتند. چهل‌وهفت سال از آن روز می‌گذرد، اما یاد این رویداد همچنان زنده است؛ نه صرفاً به‌عنوان خاطره‌ای تاریخی، بلکه به‌مثابه‌ی الگویی از همبستگی مردمی که پژواک آن را می‌توان تا خیزش‌های امروزی، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، دنبال کرد.

زمینه‌ای که کوچ را ممکن ساخت

کوچ مریوان از دل خلأ یا تصادف بیرون نیامد؛ زمینه‌ساز آن، تجربه‌ی چند ماهه‌ی حاکمیت مردمی در این شهر بود. پس از فروپاشی رژیم پهلوی، شهر مریوان با اتکا به شورای شهر، که از حمایت گسترده‌ی مردم برخوردار بود، اداره می‌شد. در کنار شورا، نهادهای مردمی متعددی شکل گرفته بودند: اتحادیه‌ی دهقانان، جامعه‌ی معلمان، ستاد نظامی حفاظت از شهر، شورای کارگران شهرداری، اتحادیه‌ی کارگران بیکار، اتحادیه‌ی زنان و کانون محصلین. این نهادها که عمدتاً با هماهنگی کمونیست‌ها و به‌ویژه فعالین کۆمەڵه، از جمله رفیق فواد مصطفی سلطانی، اداره می‌شدند، هژمونی واقعی در شهر داشتند و تصویری زنده از آنچه دموکراسی مستقیم و حاکمیت طبقه‌ی کارگر و زحمتکشان می‌تواند باشد را به نمایش گذاشته بودند.

این دستاوردها اما برای دولت مرکزی تازه‌تأسیس تحمل‌ناپذیر بود. عوامل محلی مرتجع، در قالب نهادی به نام «مکتب قرآن»، محل تجمع ملاکین، ساواکی‌های پیشین و طرفداران رژیم جدید شده بودند و با پشتیبانی پادگان مریوان، به اخلال در کار شورا و نهادهای مردمی می‌پرداختند. فرمان حمله به شهر صادر شده بود و مصطفی چمران مأمور اجرای آن بود. در چنین فضایی، ترور فعالین و تحریکات مسلحانه آغاز شد؛ اما به‌جای تفرقه، این سرکوب صفوف مردم مریوان را منسجم‌تر کرد. شورای شهر با تدبیر جمعی، هم امنیت داخلی را تأمین کرد و هم ارتباط با انقلابیون دیگر مناطق کردستان و ایران را گسترش داد.

از تظاهرات تا فتح مقر سپاه

با استقرار مقر سپاه پاسداران در دل شهر، به کمک اعضای مکتب قرآن، آزار و تهدید شبانه‌ی ساکنان و اجبار زنان به رعایت حجاب اجباری آغاز شد. این تحریکات آشکارا برای آماده‌سازی زمینه‌ی یورش نظامی از درون شهر بود. در پاسخ، «ستاد حفاظت» شهر، در ۲۳ تیرماه، تظاهراتی مسالمت‌آمیز علیه این تحریکات و علیه تبلیغات مسموم صدا و سیمای جمهوری اسلامی سازمان داد. اکثریت مردم شهر و روستاهای اطراف در این روز به شکلی منظم و باشکوه به خیابان آمدند؛ تظاهراتی که به خون کشیده شد، اما به‌جای عقب‌نشینی، تظاهرکنندگان خشمگین مقر سپاه را فتح کردند و کنترل شهر را از دست عوامل محلی رژیم خارج ساختند. با این‌همه، تهدید پادگان همچنان پابرجا بود.

کوچ به‌جای تسلیم یا کشتار

از آن روز تا ۳۱ تیرماه، چندین دور مذاکره با فرمانده پادگان به بن‌بست رسید. وقتی فرمانده تصمیم دولت برای تصرف قهری شهر را اعلام کرد، اعضای شورای شهر در مشورتی نیم‌ساعته، تصمیمی تاریخی گرفتند: تخلیه‌ی جمعی شهر، به‌جای رویارویی نابرابر با نیرویی تا دندان مسلح. این تصمیم بلافاصله به مردم رسانده شد و در مدتی کوتاه، با نظم و سرعتی شگفت‌انگیز، شهر خالی از سکنه شد. تنها گروهی داوطلب برای حفاظت از خانه‌های مردم باقی ماندند.

آنچه در ادامه رخ داد، بیش از یک عقب‌نشینی تاکتیکی بود؛ در اردوگاه «کانی میران»، شورای شهر و نیروهای داوطلب زندگی جمعی مردم را در مدتی کوتاه سازمان دادند. خبر این کوچ در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی بازتاب یافت و موج همبستگی از سراسر ایران و کردستان به‌راه افتاد؛ از جمله راهپیمایانی از سنندج که در مسیر خود، هشت نفر از دستگیرشدگان به‌دست نیروهای پادگان را آزاد کردند.

پیروزی مقاومت جمعی

استقرار منظم مردم در کانی میران و عزم آنان برای مقاومت جمعی، دولت و سپاه پاسداران را ناچار به نشستن پای میز مذاکره با نمایندگان شورای شهر، به رهبری رفیق فواد مصطفی سلطانی، کرد. سرانجام در ۱۳ مرداد، پس از کسب تعهد برای حفاظت از مردم و حفظ دستاوردهایشان، کوچ سرافرازانه‌ی مردم مریوان به پایان رسید؛ رویدادی که مدیریت آن، به فستیوالی غرورآفرین از خودسازماندهی مردمی بدل شده بود و تاکنون موضوع ده‌ها کتاب و صدها مقاله بوده است.

این پیروزی، روحیه‌ای تازه به جنبش انقلابی در سراسر ایران بخشید. رفقای کۆمەڵه در مریوان، و در رأس آنان رفقای جان‌باخته فواد مصطفی سلطانی و عطا رستمی، در این دستاورد نقشی بی‌بدیل داشتند. اما جمهوری اسلامی این دستاوردهای دموکراتیک را برنتافت و تنها پانزده روز بعد، در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، حمله‌ی سراسری خود به کردستان را آغاز کرد؛ حمله‌ای که مقاومت مردم کردستان را وارد مرحله‌ای تازه، تحت عنوان جنبش انقلابی مردم کردستان، کرد.

میراثی که همچنان زنده است

کوچ مریوان را باید در بستر واقعی‌اش، یعنی مبارزه‌ی طبقاتی مردمی که عمدتاً کارگر، دهقان و زحمتکش بودند، فهمید. مطالبات مردم مریوان تنها حقوق ملی نبود، بلکه خواستار عدالت اجتماعی و رهایی از تبعیض ساختاری نیز بودند. در برابر آنان، حکومتی قرار داشت که نماینده‌ی روحانیت و اقشار حاکم بود و حاکمیت  مردمی را تهدیدی برای بقای خود می‌دید. زنان مریوان، در سازمان‌دهی زندگی جمعی در کانی میران و در صفوف مقاومت، نقشی محوری ایفا کردند؛ نقشی که ریشه‌های آن را می‌توان در حضور پررنگ زنان در خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازیافت.

در سالگرد این کوچ تاریخی، یاد و خاطره‌ی همه‌ی کسانی را گرامی می‌داریم که در این حرکت شرکت داشتند و آنان که در سال‌های بعد، در صحنه‌های دیگر جنبش عادلانه‌ی مردم کردستان، جان باختند. تاریخ کردستان سرشار از لحظاتی است که مردمانش در برابر سرکوب و بی‌عدالتی، راه‌هایی غیرمنتظره اما خلاقانه برای مقاومت یافته‌اند. کوچ مریوان یکی از برجسته‌ترین این لحظات است. کوچ مریوان بیانیه‌ای زنده علیه نظامی‌گری و سرکوب بود، که نشان داد «وقتی توده ها به میدان می آیند، تاریخ ورق می خورد.»

در گرامیداشت کوچ تاریخی مردم مریوان

سی‌ویکم تیرماه، سالروز یکی از درخشان‌ترین لحظات مقاومت مدنی و طبقاتی در تاریخ معاصر کردستان است؛ روزی که مردم شهر مریوان، در برابر تهدید یک جنگ ناخواسته و تحمیلی از سوی نیروهای مسلح رژیم تازه به قدرت رسیده‌ی جمهوری اسلامی، راهی خلاقانه و بی‌سابقه برای دفاع از جان و کرامت خویش یافتند. چهل‌وهفت سال از آن روز می‌گذرد، اما یاد این رویداد همچنان زنده است؛ نه صرفاً به‌عنوان خاطره‌ای تاریخی، بلکه به‌مثابه‌ی الگویی از همبستگی مردمی که پژواک آن را می‌توان تا خیزش‌های امروزی، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، دنبال کرد.

زمینه‌ای که کوچ را ممکن ساخت

کوچ مریوان از دل خلأ یا تصادف بیرون نیامد؛ زمینه‌ساز آن، تجربه‌ی چند ماهه‌ی حاکمیت مردمی در این شهر بود. پس از فروپاشی رژیم پهلوی، شهر مریوان با اتکا به شورای شهر، که از حمایت گسترده‌ی مردم برخوردار بود، اداره می‌شد. در کنار شورا، نهادهای مردمی متعددی شکل گرفته بودند: اتحادیه‌ی دهقانان، جامعه‌ی معلمان، ستاد نظامی حفاظت از شهر، شورای کارگران شهرداری، اتحادیه‌ی کارگران بیکار، اتحادیه‌ی زنان و کانون محصلین. این نهادها که عمدتاً با هماهنگی کمونیست‌ها و به‌ویژه فعالین کۆمەڵه، از جمله رفیق فواد مصطفی سلطانی، اداره می‌شدند، هژمونی واقعی در شهر داشتند و تصویری زنده از آنچه دموکراسی مستقیم و حاکمیت طبقه‌ی کارگر و زحمتکشان می‌تواند باشد را به نمایش گذاشته بودند.

این دستاوردها اما برای دولت مرکزی تازه‌تأسیس تحمل‌ناپذیر بود. عوامل محلی مرتجع، در قالب نهادی به نام «مکتب قرآن»، محل تجمع ملاکین، ساواکی‌های پیشین و طرفداران رژیم جدید شده بودند و با پشتیبانی پادگان مریوان، به اخلال در کار شورا و نهادهای مردمی می‌پرداختند. فرمان حمله به شهر صادر شده بود و مصطفی چمران مأمور اجرای آن بود. در چنین فضایی، ترور فعالین و تحریکات مسلحانه آغاز شد؛ اما به‌جای تفرقه، این سرکوب صفوف مردم مریوان را منسجم‌تر کرد. شورای شهر با تدبیر جمعی، هم امنیت داخلی را تأمین کرد و هم ارتباط با انقلابیون دیگر مناطق کردستان و ایران را گسترش داد.

از تظاهرات تا فتح مقر سپاه

با استقرار مقر سپاه پاسداران در دل شهر، به کمک اعضای مکتب قرآن، آزار و تهدید شبانه‌ی ساکنان و اجبار زنان به رعایت حجاب اجباری آغاز شد. این تحریکات آشکارا برای آماده‌سازی زمینه‌ی یورش نظامی از درون شهر بود. در پاسخ، «ستاد حفاظت» شهر، در ۲۳ تیرماه، تظاهراتی مسالمت‌آمیز علیه این تحریکات و علیه تبلیغات مسموم صدا و سیمای جمهوری اسلامی سازمان داد. اکثریت مردم شهر و روستاهای اطراف در این روز به شکلی منظم و باشکوه به خیابان آمدند؛ تظاهراتی که به خون کشیده شد، اما به‌جای عقب‌نشینی، تظاهرکنندگان خشمگین مقر سپاه را فتح کردند و کنترل شهر را از دست عوامل محلی رژیم خارج ساختند. با این‌همه، تهدید پادگان همچنان پابرجا بود.

کوچ به‌جای تسلیم یا کشتار

از آن روز تا ۳۱ تیرماه، چندین دور مذاکره با فرمانده پادگان به بن‌بست رسید. وقتی فرمانده تصمیم دولت برای تصرف قهری شهر را اعلام کرد، اعضای شورای شهر در مشورتی نیم‌ساعته، تصمیمی تاریخی گرفتند: تخلیه‌ی جمعی شهر، به‌جای رویارویی نابرابر با نیرویی تا دندان مسلح. این تصمیم بلافاصله به مردم رسانده شد و در مدتی کوتاه، با نظم و سرعتی شگفت‌انگیز، شهر خالی از سکنه شد. تنها گروهی داوطلب برای حفاظت از خانه‌های مردم باقی ماندند.

آنچه در ادامه رخ داد، بیش از یک عقب‌نشینی تاکتیکی بود؛ در اردوگاه «کانی میران»، شورای شهر و نیروهای داوطلب زندگی جمعی مردم را در مدتی کوتاه سازمان دادند. خبر این کوچ در رسانه‌های داخلی و بین‌المللی بازتاب یافت و موج همبستگی از سراسر ایران و کردستان به‌راه افتاد؛ از جمله راهپیمایانی از سنندج که در مسیر خود، هشت نفر از دستگیرشدگان به‌دست نیروهای پادگان را آزاد کردند.

پیروزی مقاومت جمعی

استقرار منظم مردم در کانی میران و عزم آنان برای مقاومت جمعی، دولت و سپاه پاسداران را ناچار به نشستن پای میز مذاکره با نمایندگان شورای شهر، به رهبری رفیق فواد مصطفی سلطانی، کرد. سرانجام در ۱۳ مرداد، پس از کسب تعهد برای حفاظت از مردم و حفظ دستاوردهایشان، کوچ سرافرازانه‌ی مردم مریوان به پایان رسید؛ رویدادی که مدیریت آن، به فستیوالی غرورآفرین از خودسازماندهی مردمی بدل شده بود و تاکنون موضوع ده‌ها کتاب و صدها مقاله بوده است.

این پیروزی، روحیه‌ای تازه به جنبش انقلابی در سراسر ایران بخشید. رفقای کۆمەڵه در مریوان، و در رأس آنان رفقای جان‌باخته فواد مصطفی سلطانی و عطا رستمی، در این دستاورد نقشی بی‌بدیل داشتند. اما جمهوری اسلامی این دستاوردهای دموکراتیک را برنتافت و تنها پانزده روز بعد، در ۲۸ مرداد ۱۳۵۸، حمله‌ی سراسری خود به کردستان را آغاز کرد؛ حمله‌ای که مقاومت مردم کردستان را وارد مرحله‌ای تازه، تحت عنوان جنبش انقلابی مردم کردستان، کرد.

میراثی که همچنان زنده است

کوچ مریوان را باید در بستر واقعی‌اش، یعنی مبارزه‌ی طبقاتی مردمی که عمدتاً کارگر، دهقان و زحمتکش بودند، فهمید. مطالبات مردم مریوان تنها حقوق ملی نبود، بلکه خواستار عدالت اجتماعی و رهایی از تبعیض ساختاری نیز بودند. در برابر آنان، حکومتی قرار داشت که نماینده‌ی روحانیت و اقشار حاکم بود و حاکمیت  مردمی را تهدیدی برای بقای خود می‌دید. زنان مریوان، در سازمان‌دهی زندگی جمعی در کانی میران و در صفوف مقاومت، نقشی محوری ایفا کردند؛ نقشی که ریشه‌های آن را می‌توان در حضور پررنگ زنان در خیزش «زن، زندگی، آزادی» بازیافت.

در سالگرد این کوچ تاریخی، یاد و خاطره‌ی همه‌ی کسانی را گرامی می‌داریم که در این حرکت شرکت داشتند و آنان که در سال‌های بعد، در صحنه‌های دیگر جنبش عادلانه‌ی مردم کردستان، جان باختند. تاریخ کردستان سرشار از لحظاتی است که مردمانش در برابر سرکوب و بی‌عدالتی، راه‌هایی غیرمنتظره اما خلاقانه برای مقاومت یافته‌اند. کوچ مریوان یکی از برجسته‌ترین این لحظات است. کوچ مریوان بیانیه‌ای زنده علیه نظامی‌گری و سرکوب بود، که نشان داد «وقتی توده ها به میدان می آیند، تاریخ ورق می خورد.»

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net