
فراخوانی برای نجات جان زندانیان سیاسی در ایران
از آغاز جنگ اسرائیل و آمریکا و جمهوری اسلامی در ۹ اسفند ۱۴۰۴، موج تازهای از سرکوب و بازداشتهای گسترده در سراسر کشور بهراه افتاده است. در سایهی جنگ و فضای امنیتی، حکومت تلاش میکند هر صدای مخالفی را خاموش کند و پیش از هر چیز، زندانیان سیاسی و معترضان را هدف گرفته است. امروز، دفاع از جان این زندانیان یک وظیفه فوری و حیاتی برای همه ما در داخل و خارج کشور است.
بر اساس اطلاعات سازمان حقوق بشر ایران، طی بیش از ۵۰ روز گذشته دستکم ۳۶۴۶ نفر در شهرهای مختلف بازداشت شدهاند. در شرایطی که بهدلیل قطع گسترده اینترنت و پنهانکاری ، آمار واقعی میتواند بهمراتب بیشتر باشد. تنها پس از اعلام آتشبس در ۱۸ فروردین، دستکم ۷۶۷ نفر دیگر بازداشت شدهاند. در میان بازداشتشدگان، دستکم ۱۱۱ فعال سیاسی، مدنی، صنفی، دانشجویی، اعضای خانوادههای دادخواه و شهروندان شناختهشده حضور دارند؛ چهرههایی که بسیاری از آنان به نماد مقاومت مدنی و «نه» گفتن به اعدام و سرکوب بدل شدهاند.
وزارت اطلاعات، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران، نیروی انتظامی و پلیسهای تخصصی از جمله پلیس اطلاعات و امنیت و پلیس فتا، ستون فقرات این سرکوب تازهاند. در بسیاری موارد، دادستانیها و مراجع قضایی نیز مستقیماً در طراحی و هماهنگی این بازداشتها نقش داشتهاند. اتهامهای رسمی تقریباً برای همه یکسان است: «جاسوسی»، «ارتباط با سرویسهای اطلاعاتی خارجی»، «ارسال تصاویر و مختصات مراکز حساس»، «اقدام علیه امنیت ملی»، «همکاری با بیگانه» و برچسبهای سنگینی مانند «محاربه» و … اتهامهایی که طبق قوانین خود جمهوری اسلامی میتواند به صدور حکم اعدام منجر شود.
فرمانده نیروی انتظامی، احمدرضا رادان، در برنامهای تلویزیونی با افتخار از بازداشت بیش از ۲۷۰۰ نفر سخن گفته است. بنا به گفته وی بیش از ۹۰۰ نفر بهخاطر «تشویش اذهان عمومی در فضای مجازی»، بیش از ۴۰۰ نفر بهدلیل «انتشار تصاویر اصابت موشکها و انتقال اطلاعات»، بیش از ۲۰۰ نفر بهخاطر استفاده از استارلینک و ابزارهای فنی برای دور زدن فیلترینگ ، بازداشت شده اند. این اعتراف رسمی بهخوبی نشان میدهد که جرم اصلی بسیاری از این شهروندان، اطلاعرسانی مستقل و استفاده از حق آزادی بیان است.
بسیاری از بازداشتشدگان در زندانها، بازداشتگاههای مخفی و مراکز غیررسمی تحت کنترل نهادهای امنیتی نگهداری میشوند. خانوادهها از محل نگهداری عزیزانشان، وضعیت جسمی و روانی آنها و حتی نوع اتهام و روند پرونده بیخبرند. قطع ارتباط با خانواده و وکیل، نبود دسترسی به دادرسی عادلانه، محرومیت از مراقبت پزشکی، اعترافات اجباری نمایشهای شناخته شده تلویزیونی نگرانی جدی در مورد سرنوشت زندانیان ساسی را دامن زده است.
یورش وحشیانهی ۹ فروردین به بند زندانیان سیاسی واحد ۴ زندان قزلحصار نماد عریان همین سیاست کشتار خاموش است. دهها تن از مأموران سرکوب به سرکردگی اشکان کمالی، حسن قبادی و قاسم صحرایی، نیمهشب به بند زندانیان سیاسی حمله کردند، با ضرب و شتم شدید همه را از بند بیرون کشیدند و به سلول انفرادی فرستادند. شش تن از زندانیان که همگی از فعالان کارزار «نه به اعدام» بودند و توسط قاضی افشاری به اعدام محکوم شده بودند، همان شب در بیخبری کامل، بدون تکمیل روند دادرسی و بدون آخرین ملاقات با خانواده، به دار آویخته شدند. این تنها یک نمونه از انتقامجویی حکومت از زندانیان سیاسی است. بر مبنای گزارشها، در فروردینماه دستکم ۱۴ زندانی سیاسی بر چوبههای دار رفتهاند.
کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و سایر ابتکارات مدنی در داخل، با شجاعتی کمنظیر در برابر این ماشین کشتار ایستادهاند. أنها همه نهادهای حقوقبشری و مجامع بینالمللی را فرامیخوانند که برای نجات جان محکومان به اعدام دست به اقدام فوری، جدی و مؤثر بزنند.
در خارج از کشور، آکسیونهای اعتراضی میتوانند و باید نقشی تعیینکننده بازی کنند. برگزاری تجمعات منظم مقابل سفارتخانهها و نهادهای بینالمللی، کارزارهای رسانهای گسترده، راهاندازی دادخواستها و کمپینهای جهانی، مستندسازی بازداشتها و شکنجهها و همکاری نزدیک با سازمانهای حقوقبشری، همه ابزارهایی هستند که میتوانند هزینهی سیاسی اعدام و شکنجه را برای جمهوری اسلامی بالا ببرند. مطالبهی مشخص ورود هیئتهای حقیقتیاب بینالمللی به زندانها، طرح پروندهها در مجامع بینالمللی، و جلب حمایت اتحادیههای کارگری، دانشگاهیان و سازمانهای مدنی در سراسر جهان، باید به محور آکسیونهای خارج کشور تبدیل شود.
در داخل کشور نیز، با وجود سرکوب سنگین، هنوز میتوان و باید صدا را بلند کرد. فراخوان ما به مردم آزاده در سراسر ایران این است که به هر شکل ممکن علیه احکام اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی اقدام کنند. انتشار بیانیهها و تومارهای اعتراضی، تجمع در برابر نهادهای حکومتی، حضور در مراسم جانباختگان، گردهمایی در خانههای محکومان به اعدام و سر دادن شعار علیه اعدام و برای آزادی زندانیان سیاسی، میتوانند از جمله این اقدامات باشند. این اشکال مقاومت را بارها تجربه کردهایم و امروز، در شرایط تشدید اعدامها، ضروری است آنها را گسترش دهیم و به هم پیوند بزنیم. تقویت اتحاد و سازمانیابی در محلات، دانشگاهها و محیطهای کار، و تحکیم همبستگی با خانوادههای زندانیان، سنگرهایی است که حکومت از آنها میترسد.
اکنون باید صدای زندانیان سیاسی باشیم که پشت دیوارهای بلند زندان بیصدا ماندهاند. هر تجمع، هر بیانیه، هر آکسیون و هر کمپین جهانی میتواند در نجات جان انسانی بیگناه مؤثر باشد. صدور احکام اعدام باید فوراً متوقف شود و همه زندانیان سیاسی باید بیقید و شرط آزاد شوند. همبستگی ما، در داخل و خارج کشور، میتواند و باید به نیرویی تبدیل شود که این خواست را بر حاکمان تحمیل کند.