چکیده سخنان  کارگر جانباخته جمال چراغ ویسی و یادی از سنت برگزاری روز جهانی کارگر در کردستان

چکیده سخنان  کارگر جانباخته جمال چراغ ویسی و یادی از سنت برگزاری روز جهانی کارگر در کردستان

در سالهای ۱۳۶۷ و ۱۳۶۸ و در شرایطی که جمهوری اسلامی با سبعیت تمام هر نوع صدای آزادیخواهی و مخالفی را سرکوب می کرد. ، فعالین کارگری سنندج، به‌خصوص کارگران متشکل در «اتحادیە صنعتگر سنندج»، در صف مقدم سازمان‌دهی و برگزاری روز جهانی کارگر ایستادند و سنندج را به یکی از کانون‌های مهم مبارزە طبقە کارگر در ایران بدل کردند. نقطه اوج این دوره، برگزاری مراسم اول ماە مە ۱۳۶۸ در سالن تختی سنندج و سخنرانی پرشور و رادیکال رفیق جمال چراغ‌ویسی است؛ کارگر انقلابی و کمونیستی که تنها به جرم سخن گفتن از حقوق و مطالبات طبقە خود، توسط جمهوری اسلامی بازداشت شد، ماه‌ها زیر خشن‌ترین شکنجه‌ها قرار گرفت و سرانجام اعدام گردید. 

جمال پس از دستگیری، بیش از ۹ ماه زیر شکنجه قرار گرفت، اما لب نگشود و با سکوت و مقاومت خود جان ده‌ها فعال و مبارز کارگری سنندج را نجات داد. رژیم با اعدام او قصد ارعاب و پراکندن کارگران را داشت، اما برعکس، سخنرانی رادیکال او، ایستادگی‌اش در زندان و اعدامش به جرم دفاع از حقوق کارگران، به منبع الهام، آگاهی و تشویق به اتحاد و سازمان‌یابی بدل شد.

امروز در شرایطی به استقبال اول ماە مە می‌رویم کە جامعە ایران آکنده از بحران و در عین حال آبستن تحولاتی بزرگ است. جمهوری اسلامی از هر زمان منزوی‌تر و منفورتر است، اما غیبت طبقە کارگر در سطح سازمان‌یافتگی و در قامت یک آلترناتیو آگاه و متشکل، ضعف عمدە جنبش کنونی است. بر همین بستر، یاد جمال چراغ‌ویسی و همە جان‌باختگان جنبش کارگری و سوسیالیستی، یادآور ضرورت ادامە همان راه است: پیوند دادن مطالبات روزمرە کارگران، زنان و محرومان با افق نهایی رهایی طبقاتی و سوسیالیستی.

در چنین زمینه‌ای، سخنرانی جمال چراغ‌ویسی در اول ماە مە ۱۳۶۸ در سالن تختی سنندج، تصویر روشنی از نگاه او به سازمان‌یابی تودەای کارگران و ابزارهای عملی این سازمان‌یابی به دست می‌دهد.

محورهای اصلی سخنرانی جمال چراغ‌ویسی

جمال سخنان خود را با خوش‌آمدگویی به رفقای کارگر و تاکید بر این نکته آغاز می‌کند که امروز «روز جهانی کارگر و جشن جهانی خود ماست». او بر این تأکید می‌کند که این روز باید به تریبونی برای طرح خواست‌ها و همفکری جمعی کارگران تبدیل شود.

نقطهٔ مرکزی بحث او مفهوم «مجمع عمومی کارگری» است. او مجمع عمومی را ساده، روشن و عمیق تعریف می‌کند: گردهم‌آمدن تعدادی کارگر در زمان و مکان معینی برای بحث درباره یک مسئلە مشخص و گرفتن تصمیمی مشترک و آگاهانه. از نظر او، انسان اساساً موجودی اجتماعی است و کارگران تنها در کنار هم، با همفکری و همبستگی، می‌توانند نیازها و رنج‌های مشترکشان را پاسخ دهند. مجمع عمومی برای او «حربه و ضامن» گرفتن حقوق کارگران است.

جمال سپس از مطالبات مشخص کارگران نام می‌برد: افزایش دستمزد، کاهش ساعات کار، دسترسی به امکانات بهداشتی و درمانی، حق بیمه بیکاری، جلوگیری از اخراج و ده‌ها خواست بر زمین‌مانده دیگر. او تاکید می‌کند که تحقق این مطالبات فقط با اتکا به نیروی جمعی و مجمع عمومی ممکن است، نه با مراجعه فردی و پراکندە.

از نظر او، تجربە تاریخی طبقە کارگر نشان داده است: هرجا کارگر تنها اقدام کرده، با اخراج و سرکوب روبه‌رو شده، و هرجا متحد و متشکل عمل کرده، شانس موفقیت داشته است. بنابراین مجمع عمومی چیزی غریب و دور از دسترس نیست؛ همین گردهمایی روز کارگر، همین بحث‌ها و بیان مطالبات، خود یک مجمع عمومی است.

او توضیح می‌دهد که کارگران عملاً در محیط کار، در محلات و حتی در خانواده‌ها مجامع کوچک و ابتدایی دارند، اما آنچه به «مجمع عمومی» اعتبار واقعی می‌دهد، «نظم» و «تداوم» آن است. به گفتە او، کارگرانی که هر روز ۱۰ ساعت کنار هم کار می‌کنند، می‌توانند هفته‌ای یا ماهی چند ساعت را به طور منظم به بحث درباره مشکلات و تصمیم‌گیری جمعی اختصاص دهند. این منظم بودن است که مجمع عمومی را به ابزاری جدی و تثبیت‌شده برای دفاع از منافع کارگران تبدیل می‌کند؛ در غیر این‌صورت، واکنش‌های عجولانه و بدون آمادگی، اغلب بی‌نتیجه می‌ماند.

جمال به‌طور ویژه بر وضعیت کارگاه‌های کوچک خصوصی در سنندج تمرکز می‌کند: از مکانیکی و جوشکاری تا نجاری و صافکاری. در این کارگاه‌ها نه ساعت کار مشخص است، نه دستمزد عادلانه، نه ایمنی، نه بیمه، و نه حتی اجرای صوری قانون کار. «قانون کار» در اینجا همان ارادە کارفرماست. او راه چاره را در این می‌بیند که کارگران این واحدها بدور هم جمع شوند، مشکلات مشترک را بیان کنند و تشکل‌هایی به نام سندیکا، اتحادیه یا هر نام دیگری ایجاد کنند؛ تشکل‌هایی که بتواند به‌طور واقعی پاسخ‌گوی معضلات آنان باشد.

او سپس از سطح کارگاه به سطح محله می‌آید و تصویر روشنی از محلات کارگری سنندج ـ از عباس‌آباد تا کانی‌کۆزەڵە و حاجی‌آباد و زورآباد ـ به‌عنوان نماد محرومیت و فقدان ابتدایی‌ترین امکانات زندگی ترسیم می‌کند: کمبود آب، نبود زیرساخت، فقر و تنگدستی. در این زمینه، پیشنهاد او ایجاد صندوق‌های مشترک، تعاونی‌های کار و تعاونی‌های مصرف است: کارگران با جمع‌آوری پول‌های اندک ماهانه، صندوقی مشترک بسازند تا در مواقع بیکاری، بیماری، حادثه یا نیاز شدید، به کمک خود و رفقایشان بیاید و بتوانند حتی به خانواده‌های ندار و بدهکار محله کمک کنند.

او بر نقش فراگیر بیکاری و ترس دائمی از اخراج انگشت می‌گذارد؛ ترسی که کارگر را ناچار به تحمل توهین و ستم کارفرما می‌کند. راه‌حل عملی او باز همان سازمان‌یابی و ایجاد صندوق و همیاری جمعی است تا کارگر در لحظهٔ بیکاری مطلقاً بی‌پناه نباشد.

بخش دیگری از سخنرانی او به سوادآموزی و ارتقای آگاهی اختصاص دارد. او بی‌سوادی بخشی از کارگران را نتیجۀ ساعات کار طولانی و شرایط سخت زندگی می‌داند و پیشنهاد می‌کند که خود کارگران برای همدیگر کلاس سوادآموزی بگذارند و آگاهانه مطالعه کنند تا بهتر بتوانند اوضاع را بشناسند و راه‌حل بیابند.

در ادامه، جمال به مسئله بیمه بیکاری می‌پردازد. او با استناد به آمار رسمی سال‌های ۶۶–۶۷ نشان می‌دهد که تنها تعداد ناچیزی از بیکاران توانسته‌اند از بیمه بیکاری استفاده کنند، چون فقط کارگرانی شامل آن می‌شوند که در کارگاه‌های دارای مجوز، بیمه و «شناسنامه کار» دارند. در مقابل، کارگران کشاورزی، فصلی، ساختمانی، کوره‌پزخانه، قالیبافی و… عملاً از این حق محروم‌اند، در حالی که پول بیمه از جیب خود کارگران شاغل ماهانه کسر می‌شود و دولت و بیمه عملاً نقش بانک جمع‌آوری این پول‌ها را بازی می‌کنند.

مطالبە روشن او این است که بیمه بیکاری باید شامل همە کارگران شود؛ همە کسانی که نیروی کارشان را برای زنده‌ماندن می‌فروشند، در هر رشته و شکل کاری و با هر نوع قرارداد. علاوه بر شمول همگانی، او مبلغ ناچیز بیمه بیکاری را نیز نقد می‌کند و می‌گوید این مبلغ فقط کفاف مقدار ناچیزی از مایحتاج اولیه را می‌دهد و نمی‌تواند هزینۀ زندگی یک خانوادۀ کارگری را پوشش دهد. از نظر او، بیمه بیکاری باید متناسب با سطح قیمت‌ها باشد و واقعاً زندگی یک خانوادۀ چند نفره را تأمین کند.

او همچنین «بن کالا» را نقد می‌کند؛ ابزاری که قرار بود سطح معیشت کارگران را بالا ببرد، اما در عمل به کالای ناچیز و نامربوط و پرداخت‌های نامنظم و ناکافی تقلیل یافته است. خواست او این است که بن‌ها به موقع پرداخت شوند، مبلغشان به دستمزد اضافه شود و واقعاً به تأمین مایحتاج اساسی زندگی کارگران کمک کنند، نه این‌که صرفاً شکلی فریبنده و بی‌اثر از «امتیاز» باشند.

در پایان، جمال تأکید می‌کند که هدف از این سخنرانی صرفاً گفتن و شمردن مشکلات نیست، بلکه عمل‌کردن و مبارزه برای دستیابی به این خواست‌هاست. اگر تشکلی وجود ندارد، باید از همین امروز برای ساختن آن دست‌به‌کار شد؛ اگر صندوقی نیست، باید ایجاد شود. از نظر او، راه رهایی در سازمان‌یابی آگاهانه، منظم و جمعی کارگران است؛ همان راهی که خود او به خاطر دفاع از آن، تا پای جان ایستاد.

0 FacebookTwitterWhatsappTelegramEmail

پیام

گالری

ما را دنبال کنید! ​

تماس

  Copyright © 2023, All Rights Reserved Payaam.net